در دنیای مدرن امروز، آسانسورها قلب تپنده ساختمانهای بلندمرتبه هستند. تصور یک برج ۲۰ طبقه بدون سیستم حملونقل عمودی غیرممکن است. اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا ظرفیت کابین آسانسور شما دقیقا ۶ نفر یا ۸ نفر تعیین شده است؟ یا چرا گاهی اوقات با وجود اینکه فضای خالی در کابین وجود دارد، آسانسور بوق میزند و حرکت نمیکند؟
نقش طراح آسانسور در تعیین ظرفیت کابین آسانسور و استفاده بهینه از حداکثر فضای چاه، بسیار حیاتی است. این موضوع تنها یک عدد روی پلاک نیست؛ بلکه یک معادله پیچیده مهندسی است که ایمنی جان مسافران، طول عمر قطعات و ترافیک ساختمان به آن وابسته است. در این مقاله جامع، ما به عنوان کارشناسان صنعت ساختمان، از دریچه استاندارد ملی ایران و مبحث ۱۵ مقررات ملی ساختمان، به کالبدشکافی دقیق ظرفیت آسانسور میپردازیم. از تاثیر موتور و ریلها گرفته تا نحوه عملکرد سنسورهای هوشمند اورلود، همه چیز را بررسی خواهیم کرد. با نوآوران همراه باشید.
بیشتر بخوانید= راهنمای جامع ابعاد آسانسور: استانداردها، ضوابط و جداول کاربردی برای طراحی و اجرا
فلسفه ظرفیت؛ چرا ابعاد کابین محدود میشود؟
شاید برای بسیاری از سازندگان و مالکان ساختمان این سوال پیش بیاید که “چرا نباید کابین را تا حد ممکن بزرگ بسازیم؟”. منطق بازار مسکن میگوید فضای بزرگتر مساوی با راحتی بیشتر است، اما در مهندسی آسانسور، فضای بزرگتر بدون پشتوانه فنی، مساوی با خطر مرگ است.
۱.۱. رابطه مساحت و جرم (قانون طلایی تعادل)
در طراحی آسانسور، ما با دو مفهوم کلیدی روبرو هستیم:
1. ظرفیت جرمی (Rated Load): وزنی که موتور، گیربکس، سیمبکسلها و ترمز ایمنی (پاراشوت) برای تحمل آن طراحی شدهاند (مثلا ۴۵۰ کیلوگرم).
2. ظرفیت مساحتی (Available Area): فضای فیزیکی کف کابین که مسافران در آن میایستند.
استاندارد EN81 اروپا و استاندارد ۶۳۰۳ ایران تاکید دارند که این دو عدد باید با هم “تناسب” داشته باشند. اگر شما مساحت کابین را برای ۱۰ نفر بسازید (مثلا ۲ متر مربع) اما موتور شما قدرت حمل ۶ نفر را داشته باشد، در شرایط شلوغی، ۱۰ نفر وارد کابین میشوند (چون جا هست!). در این لحظه، وزن بار وارده حدود ۷۵۰ کیلوگرم خواهد بود، در حالی که سیستم تعلیق و ترمز اضطراری برای ۴۵۰ کیلوگرم طراحی شده است. نتیجه؟ احتمال سقوط، پارگی سیمبکسل یا عمل نکردن ترمز ایمنی.
۱.۲. نقش کاربری در تعیین ظرفیت
ظرفیت تنها به ابعاد چاه بستگی ندارد، بلکه به “آنالیز ترافیک” (Traffic Analysis) وابسته است:
•ساختمانهای مسکونی: معمولا ترافیک در ساعات خاصی (صبح و عصر) پیک میزند. ظرفیتهای ۶ تا ۸ نفره معمول است.
•مراکز تجاری: نیاز به جابجایی سریع حجم زیادی از افراد است. ظرفیتهای ۱۳ تا ۲۱ نفره با دربهای عریض پیشنهاد میشود.
•هتلها: علاوه بر مسافر، باید فضای کافی برای چمدان و ترولی خدمات در نظر گرفته شود.
قوانین ظرفیت آسانسور
فرض کنید میخواهید یک آسانسور بخرید یا سوار شوید. پشت پرده، دو “کتاب قانون” مهم وجود دارد که مهندسان مجبورند مو به مو اجرا کنند تا جان کسی به خطر نیفتد:

۱. قانون “اندازه اتاقک” (استاندارد ۶۳۰۳)
این قانون مثل رژیم غذایی آسانسور است و دو خط قرمز دارد:
•خط قرمز اول (بزرگتر نساز!): شاید با خودتان بگویید “خب اتاقک را بزرگ بسازیم تا همه جا بشوند!” اما این کار خطرناک است. قانون میگوید: “اندازه اتاقک باید دقیقاً به اندازه زورِ موتور باشد.”
•مثال: اگر زورِ موتور به اندازه ۴ نفر است، نباید اتاقک را ۶ نفره بسازید. چون اگر ۶ نفر سوار شوند (چون جا هست)، موتور نمیتواند آن وزن را بکشد و ممکن است آسانسور سقوط کند یا موتور بسوزد.
•خط قرمز دوم (کوچکتر نساز!): از طرفی نباید اتاقک آنقدر تنگ باشد که ۴ نفر آدم مجبور باشند مثل کنسرو ماهی به هم بچسبند و نفسشان بگیرد! باید یک فضای حداقلی برای راحتی وجود داشته باشد.
۲. قانون “نظارت ساختمان” (مبحث ۱۵)
این قانون مربوط به پلیس ساختمان (مهندس ناظر) است.
•مهندس ناظر در پایان کار میآید و چک میکند: “آیا چاهی که برای آسانسور کندهاید، با آسانسوری که نصب کردهاید هماهنگ است؟”
•اگر روی پلاک نوشته “ظرفیت ۴ نفر”، اما ابعاد چاه و کابین طوری است که ایمن نیست، مهندس ناظر پایانکار نمیدهد و ساختمان سند نمیگیرد.
۳. قانون “آدمهای خیالی ۷۵ کیلویی”
شاید بپرسید: “آسانسور از کجا میفهمد چند نفریم؟ شاید من لاغر باشم و دوستم چاق!” در دنیای مهندسی، همه آدمها به صورت پیشفرض ۷۵ کیلوگرم فرض میشوند.
•چطور حساب میکنند؟ کل وزنی که موتور میتواند بلند کند را تقسیم بر ۷۵ میکنند.
•مثلاً اگر موتور بتواند ۴۵۰ کیلو بار ببرد: ۴۵۰ تقسیم بر ۷۵ میشود ۶ نفر.
•فضای شخصی: قانونگذار فرض کرده هر آدمی که میایستد، به اندازهی “دو تا موزاییک معمولی” (حدود ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر مربع) جا میخواهد تا راحت باشد.
جدول جامع ابعاد استاندارد کابین (راهنمای عملی)
جدول زیر بر اساس آخرین آپدیتهای استاندارد ایران تنظیم شده است:
| تعداد نفرات | ظرفیت وزنی (Kg) | حداقل مساحت (متر مربع) | حداکثر مساحت (متر مربع) | ابعاد پیشنهادی (cm) – عرض×عمق |
| ۴ نفر | ۳۰۰ | ۰.۷۹ | ۰.۹۰ | ۹۰ × ۱۰۰ |
| ۵ نفر | ۳۷۵ | ۰.۹۸ | ۱.۱۰ | ۱۰۰ × ۱۱۰ |
| ۶ نفر | ۴۵۰ | ۱.۱۷ | ۱.۳۰ | ۱۱۰ × ۱۲۰ |
| ۸ نفر | ۶۰۰ | ۱.۴۵ | ۱.۶۶ | ۱۳۰ × ۱۲۵ |
| ۱۰ نفر | ۷۵۰ | ۱.۷۳ | ۲.۰۰ | ۱۳۵ × ۱۴۵ |
| ۱۳ نفر | ۱۰۰۰ | ۲.۱۵ | ۲.۴۰ | ۱۶۰ × ۱۴۵ |
| ۱۵ نفر | ۱۱۲۵ | ۲.۳۵ | ۲.۷۵ | ۱۶۰ × ۱۶۵ |
| ۲۱ نفر | ۱۶۰۰ | ۳.۴۰ | ۳.۵۶ | ۲۰۰ × ۱۷۵ |
۱. داستان آسانسورهای ۶ نفره (چرا همه جا پر از ۶ نفره است؟)
تصور کنید اکثر ساختمانهای ایران طبق یک نقشه عرف و معمولی ساخته میشوند. در این نقشهها، چالهای که برای آسانسور میکَنند معمولاً ابعادش ۱۶۰ در ۱۶۰ سانتیمتر است.
•مشکل کجاست؟ شما نمیتوانید کل این فضا را کابین بگذارید! مثل این است که بخواهید در یک اتاق کمد دیواری بزنید؛ بخشی از فضا را دیوارههای کمد و درب آن اشغال میکند.
•نتیجه: وقتی ریلها، درب و سیمکشیها نصب میشود، فضای خالصی که برای ایستادن آدمها باقی میماند، حدود ۱.۲ متر میشود.
•خوششانسی: طبق قانون، ۱.۲ متر دقیقاً اندازه استاندارد برای ۶ نفر است. به همین دلیل است که ۹۰ درصد آپارتمانها آسانسور ۶ نفره دارند؛ چون با ابعاد چاهِ مرسوم در ایران، “فیت” میشود.
۲. تلهی خطرناک یک سانتیمتری (دردسر ۸ نفرهها)
اینجا جایی است که خیلی از سازندهها به خاطر ندانستن قانون، ضرر مالی سنگین میدهند یا آسانسورشان تایید نمیشود. فرض کنید میخواهید یک آسانسور ۸ نفره بسازید. قانون میگوید حداکثر فضایی که میتوانید بسازید ۱.۶۶ متر است.
•تله کجاست؟ اگر کابینسازِ شما بیدقت باشد و کابین را فقط یک ذره بزرگتر بسازد (مثلاً بشود ۱.۶۷ متر)، بازرس استاندارد نمیگوید “اشکال ندارد، همین ۸ نفر حسابش میکنیم”.
•حکم قانون: بازرس میگوید: “این کابین الان برای ۱۰ نفر جا دارد!”
•جریمه سنگین: حالا شما موتوری خریدهاید که زورش به اندازه ۸ نفر است، ولی کابینتان قانونی ۱۰ نفره شده. اینجا دو راه دارید:
i.کابین نو را دور بیندازید و کوچکش کنید!
ii.موتور سالم و نو را بفروشید و یک موتور گرانتر و قویتر (برای ۱۰ نفر) بخرید.
قطعات آسانسور چطور با ظرفیت هماهنگ میشوند؟
وقتی ظرفیت آسانسور را تعیین میکنیم (مثلاً میگوییم ۶ نفره)، فقط بحثِ بزرگی اتاقک نیست. همه قطعات باید “زورشان” به این ۶ نفر برسد. اگر یکی از قطعات ضعیف باشد، کل سیستم به خطر میافتد.
۱. موتور آسانسور (ماهیچههای بدن)
موتور دقیقاً مثل بازوی یک وزنهبردار است.
•توان موتور (زورِ بازو): همانطور که یک کودک نمیتواند وزنه سنگین بلند کند، موتور ضعیف هم نمیتواند تعداد زیادی آدم را جابجا کند.
•مثال: برای یک آسانسور معمولی (۶ نفره)، یک موتور با قدرت متوسط (۵.۵ کیلووات) کافی است. اما اگر بخواهید آسانسور ۸ نفره شود، باید موتوری قویتر (۷.۳ کیلووات) بخرید. مثل عوض کردن موتور پراید با موتور پژو برای کشیدن بار بیشتر!
•استاتیک لود (تحمل شانه): این یعنی “محور موتور چقدر بار را میتواند تحمل کند و نشکند؟”. اگر کابین را خیلی بزرگ و سنگین بسازید ولی موتور ضعیف باشد، محور موتور زیر فشار خرد میشود (مثل وقتی که بار روی کولتان آنقدر سنگین باشد که ستون فقراتتان آسیب ببیند).
۲. ریلهای راهنما (ستون فقرات و مسیر حرکت)
ریلها آن آهنهای T شکلی هستند که کابین روی آنها بالا و پایین میرود.
•سایز ریل (کلفتی استخوان): برای آسانسورهای معمولی (تا ۶ نفر)، از ریلهای معمولی (به نام T9) استفاده میشود.
•چرا برای ۸ نفر ریل کلفتتر لازم است؟ وقتی ترمز اضطراری عمل میکند، کابین با تمام وزن و مسافرانش محکم به ریلها میچسبد. اگر ظرفیت بالا باشد (مثلاً ۸ نفر) و ریلها نازک باشند، ریلها زیر فشار کج میشوند (شکم میدهند) و آسانسور ممکن است سقوط کند. پس برای وزن سنگین، ریلهای کلفتتر (T16) لازم است.
۳. سیستم پاراشوت (ترمز دستی اضطراری)
این مهمترین قطعه برای حفظ جان شماست!
•چطور کار میکند؟ پاراشوت مثل ترمز دستی ماشین است، اما خیلی قویتر. اگر سیم بکسل پاره شود، پاراشوت دندانههایش را در ریل فرو میکند و کابین را میخکوب میکند.
•خطر کجاست؟ پاراشوت برای یک وزن مشخص تنظیم شده (مثلاً ۴۵۰ کیلو). اگر شما قانون را دور بزنید و کابین را بزرگ بسازید و ۱۰۰۰ کیلو بار تویش بریزید، وقتی پاراشوت عمل کند، “زورش نمیرسد” که کابین را نگه دارد. کابین مثل یک ماشین سنگین در سرازیری که ترمز بریده، سُر میخورد و پایین میرود.
۴. سیم بکسلها (طنابهای نگهدارنده)
اینها همان طنابهای فولادی هستند که کابین را بالا میکشند.
•تعداد طنابها: هرچقدر ظرفیت بیشتر باشد، باید طنابهای بیشتر و کلفتتری داشته باشیم.
•مثال: برای آسانسور ۶ نفره، معمولاً ۴ رشته سیم بکسل نمره ۱۰ (به کلفتی انگشت کوچک) استفاده میشود. اگر آسانسور بزرگتر شود، باید تعداد این طنابها را به ۵ یا ۶ تا برسانیم تا پاره نشوند.

ترازوی مخفی آسانسور: چطور میفهمد چند کیلو شدیم؟
قدیمها راننده اتوبوس نگاه میکرد و میگفت “جا نیست، سوار نشو!”. اما آسانسور راننده ندارد، پس خودش باید هوشمند باشد. سیستم “اورلود” (Overload) مثل یک ترازوی دیجیتال عمل میکند که همیشه روشن است.
۱. این ترازو کجاست؟ (انواع سنسورها)
آسانسور از سه روش مختلف میتواند وزن شما را بفهمد:
•ترازوی کفی (دقیقترین روش): تصور کنید زیر کفپوش کابین آسانسور، چند ترازوی کوچک جاسازی شده است. وقتی شما پایتان را روی کف آسانسور میگذارید، در واقع روی ترازو ایستادهاید. این روش خیلی دقیق وزن را اندازه میگیرد.
•ترازوی روی طنابها: وقتی کابین سنگین میشود، سیمبکسلها (طنابهای فولادی) محکمتر کشیده میشوند. سنسورهایی در موتورخانه هستند که این “کشش و سفتی” طنابها را حس میکنند. مثل ماهیگیری که از سفت شدن نخ قلاب میفهمد ماهی سنگین به دام افتاده.
•ترازوی روی چارچوب: وقتی بار زیاد میشود، چارچوب فلزی دور کابین (که ما نمیبینیم) به مقدار خیلی خیلی کمی (در حد میکروسکوپ) خم میشود. سنسورهایی هستند که این خم شدنِ نامرئی فلز را حس میکنند و میفهمند وزن زیاد شده است.
۲. تصمیمگیری هوشمند (سه حالتِ مغز آسانسور)
حالا که آسانسور وزن را فهمید، سه تا واکنش مختلف نشان میدهد:
•حالت اول: همه چی امن و امان (وزن عادی)
•وزن کمتر از حد مجاز است. چراغ سبز روشن است و آسانسور مثل بچه آدم کار میکند.
•حالت دوم: “تاکسی پُره!” (تکمیل ظرفیت)
•این حالت خیلی جالب و هوشمندانه است. فرض کنید ظرفیت ۸ نفر است و الان ۷ نفر سوار شدهاند (یعنی حدود ۸۰٪ پر شده).
•در این حالت، آسانسور حرکت میکند، اما اگر کسی در طبقات دیگر دکمه احضار را بزند، آسانسور برای او نمیایستد.
•چرا؟ چون آسانسور میداند که “من الان پر هستم و جایِ آن بنده خدا را ندارم، پس الکی توقف نمیکنم تا وقتِ مسافران فعلی تلف نشود.” یک آسانسور دیگر برای آن فرد فرستاده میشود.
•حالت سوم: “تکان نمیخورم!” (اضافه بار)
•این همان حالتی است که همه میشناسیم. وزن از حد مجاز رد شده (مثلاً ۱۱۰٪).
•آسانسور وارد حالت قهر میشود! مدار ایمنی قطع میشود، درها باز میمانند و آن بوق ممتد معروف شروع میشود. تا زمانی که وزن کم نشود (یک نفر پیاده نشود)، آسانسور حتی یک سانتیمتر هم حرکت نمیکند. این برای حفظ جان خودتان است تا سیم بکسل پاره نشود.
دعوای همیشگی سرِ سانتیمترها! (چرا کابین از چاه کوچکتر است؟)
خیلیها فکر میکنند اگر یک چاله به ابعاد ۲ متر در ۲ متر بکنند، میتوانند یک آسانسور ۲ در ۲ متری هم داخلش بگذارند. اما زهی خیال باطل! داستان شبیه به گذاشتن یک کشو داخل کمد است؛ کشو همیشه باید از خودِ کمد کوچکتر باشد تا گیر نکند.
۱. چاه آسانسور (فضای کِش و قوس)
وقتی شما داخل چاه آسانسور را نگاه میکنید، فقط فضای خالی نمیبینید. کلی آهنآلات آنجا نصب میشود که جای کابین را تنگ میکنند:
•ریلها (مثل ریل قطار): آسانسور برای اینکه صاف بالا و پایین برود، به ریل نیاز دارد. این ریلها و پایههای نگهدارندهشان (براکت)، از هر طرف حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر از فضای چاه را اشغال میکنند (قورت میدهند!).
•دربها (غیب نمیشوند!): وقتی درب آسانسور باز میشود، این لنگههای درب کجا میروند؟ توی دیوار که نمیروند! آنها باید در کنارِ کابین جمع شوند. پس فضایی حدود ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر هم برای “جمع شدن دربها” و مکانیزم باز و بسته شدنشان نیاز است.
•نتیجه: اگر میخواهید یک آسانسور ۸ نفره داشته باشید، باید چاهی به ابعاد ۱۷۰ در ۱۷۰ سانتیمتر داشته باشید تا بعد از کم شدن جای ریل و درب، یک فضای مفید برای ۸ نفر باقی بماند.
۲. چاهک و سقف (فضای بالا و پایین)
داستان فقط درباره طول و عرض نیست؛ عمق زمین و ارتفاع سقف هم مهم است.
•چاهک (زیرزمینِ آسانسور): پایینترین قسمت چاه، جایی است که اگر خدای نکرده آسانسور سقوط کرد، باید آنجا فرود بیاید. در کفِ این چاهک، فنرهای بزرگ یا ضربهگیرهای روغنی (بافر) میگذارند که مثل “تشک نجات” عمل میکنند.
•نکته: هرچقدر آسانسور سنگینتر و بزرگتر (مثلاً ۱۳ نفره) باشد، ضربه سقوطش محکمتر است. پس به “فنرهای بزرگتر و قویتر” نیاز دارد. فنر بزرگتر هم جای بیشتری میخواهد، پس باید زمین را عمیقتر (مثلاً ۱.۶ متر) بکنید.
•بالاسری (سقف موتورخانه): بالایِ آخرین طبقه هم باید سقف بلندتری داشته باشد. چون موتورهایِ آسانسورهای بزرگ، غولپیکر هستند و اگر سقف کوتاه باشد، موتور جا نمیشود یا سرِ تعمیرکار به سقف میخورد!
آسانسورها چه شخصیتی دارند؟ (دستهبندی آسانسورها بر اساس بار)
فکر کنید آسانسورها مثل ماشینها هستند؛ شما نمیتوانید با یک پراید (سواری)، بارِ کامیون را جابجا کنید، حتی اگر موتور پراید را تقویت کنید! بدنه پراید زیر آن بار له میشود. در آسانسور هم همینطور است:
۱. کلاس A: آسانسورهای “نازکنارنجی” (مخصوص آدمها)
اینها همین آسانسورهای معمولی آپارتمانها و ادارات هستند.
•ویژگی: این آسانسورها طوری طراحی شدهاند که وزن آدمها در کلِ کف کابین پخش شود.
•نکته مهم (گاوصندوق ممنوع!): خیلیها اشتباه میکنند و با این آسانسور گاوصندوق جابجا میکنند. قانون میگوید: “نمیتوانی یک جسم سنگین (مثل گاوصندوق) را یک گوشه بگذاری.”
•چرا؟ چون کفِ این آسانسورها برای تحمل فشار زیاد در یک نقطه کوچک ساخته نشده و ممکن است کج شود یا سوراخ شود! بار سنگینِ متمرکز، ممنوع است.
۲. کلاس B: آسانسورهای “ماشینبر” (پارکینگهای عمودی)
این آسانسورها غولپیکرند و مخصوص حمل خودرو هستند.
•ویژگی: حداقل باید ۵ متر طول داشته باشند تا ماشین جا شود.
•قدرت کف: فرق اصلی اینجاست که کفِ این آسانسورها به شدت تقویت شده است. چرا؟ چون وزن یک ماشین ۲ تنی، فقط روی ۴ تا لاستیک کوچک وارد میشود (فشار نقطهای). اگر با آسانسور معمولی ماشین جابجا کنید، لاستیک ماشین کف آسانسور را سوراخ میکند!
۳. کلاس C: آسانسورهای “ضد ضربه” (صنعتی و کارخانهای)
اینها “تانکهای” دنیای آسانسور هستند! مخصوص کارخانههایی که میخواهند بارهای سنگین را با لیفتراک جابجا کنند.
•C1 (دستی): بار با جک پالت دستی وارد میشود.
•C2 (لیفتراک): این قویترین نوع آسانسور است.
•چرا C2 خاص است؟ تصور کنید یک لیفتراک سنگین با سرعت وارد کابین میشود و ناگهان ترمز میکند. این کار یک ضربه و تکان شدید (شوک) به کابین وارد میکند.
•نکته: حتی اگر ظرفیت وزنیاش با یک آسانسور معمولی برابر باشد، بدنه، ریلها و شاسیِ کلاس C باید ۱۰ برابر محکمتر ساخته شوند تا زیرِ این “لگدها و ضربههای لیفتراک” از هم نپاشند.
چطور با چند اندازهگیری ساده بفهمیم آسانسور چند نفره است؟
(آموزش مرحلهبهمرحله و کاملاً کاربردی)
فرض کنید شما سازندهاید و فقط یک چاه آسانسور جلوی شماست. نه جدول بلدید، نه فرمول. این مراحل را دقیق انجام دهید:
گام اول: اندازه واقعی چاه را بگیرید (نه اندازه روی نقشه!)
روی نقشه نوشته مثلاً ۱۶۰×۱۶۰
اما در واقعیت:
•دیوارها ممکن است کج شده باشند (ناشاقولی)
•ستون ممکن است کمی داخل چاه زده باشد
•گچ و سیمان اضافه شده باشد
کاری که باید بکنید:
•متر را بگذارید و از یک دیوار تا دیوار روبهرویی اندازه بگیرید
•هرجایی که دیوار تو آمدگی دارد، کمترین مقدار را حساب کنید
این اندازه، میشود ابعاد مفید چاه.
گام دوم: انتخاب نوع درب (چون روی فضا اثر مستقیم دارد)
درب آسانسور مثل لباس است؛ هر مدل فضایش را جدا میگیرد:
•درب لولایی:
•فضای کمی میگیرد
•اما قدیمی و غیرحرفهای است
•درب اتوماتیک تلسکوپی (از بغل بازشو):
•بخشی از عرض و عمق را اشغال میکند
•درب سانترال (از وسط بازشو):
•بیشتر از همه جا میگیرد
•اما شیکترین و استانداردترین نوع است
نوع درب مستقیماً تعیین میکند کابین نهایتاً چقدر جا داشته باشد.
گام سوم: کم کردن فضاهای فنی (چیزی که سازندهها معمولاً فراموش میکنند!)
حالا وقت کم کردن فضاهای ثابت آسانسور است. یعنی چیزهایی که حتماً و حتماً باید در چاه نصب شوند:
از عرض چاه:
حدوداً ۴۰ سانتیمتر کم کنید.
این ۴۰ سانت شامل:
•فضای ریل کابین
•فضای ریل وزنه تعادل (اگر وزنه بغل نصب شود)
•براکتها و فاصله ایمنی
از عمق چاه:
حدوداً ۳۰ سانتیمتر کم کنید.
شامل:
•ریل وزنه (اگر وزنه پشت نصب شود)
•مکانیزم درب اتوماتیک
آنچه باقی میماند: ابعاد واقعی کابین شماست.
گام چهارم: مراجعه به جدول ظرفیت استاندارد
حالا کاری که باید بکنید:
1. طول × عرض کابین واقعی را حساب کنید
2. مساحت به دست آمده را با جدول ظرفیت استاندارد مقایسه کنید
3. ظرفیت استاندارد خود را پیدا کنید
مثال:
•فرض کنید بعد از کم کردن فضاها
کابین شما شد ۱۲۰ × ۱۱۰ سانتیمتر
این یعنی:
۱.۲۰ × ۱.۱۰ = ۱.۳۲ متر مربع
حالا به جدول فصل سوم نگاه میکنیم:
•۱.۳۰ تا ۱.۴۵ متر مربع = کابین استاندارد ۶ نفره
پس ظرفیت قانونی آسانسور شما میشود:
۶ نفر – ۴۵۰ کیلوگرم
سوالات متداول درباره ظرفیت آسانسور
۱. حداقل ابعاد آسانسور برای اخذ پایان کار چقدر است؟
طبق مبحث ۱۵، برای ساختمانهای تا ۸ طبقه، حداقل یک آسانسور ۶ نفره یا ویلچربر الزامی است. اگر طول مسیر حرکت بیش از ۲۱ متر باشد، باید حداقل یک آسانسور برانکاردبر (با ابعاد کابین ۱۱۰ در ۲۱۰ سانتیمتر) تعبیه شود.
۲. آیا میتوان ظرفیت آسانسور قدیمی ۴ نفره را به ۶ نفره تبدیل کرد؟
معمولاً خیر. مگر اینکه فضای چاه اجازه دهد کابین بزرگتر شود. اما حتی در این صورت، باید موتور، گیربکس، تابلو فرمان، کادر وزنه و ریلها تعویض شوند که هزینه آن تقریبا معادل نصب یک آسانسور نو است.
۳. تفاوت ظرفیت اسمی و واقعی چیست؟
ظرفیت اسمی (Nominal) عددی است که روی پلاک نوشته شده (مثلا ۶ نفر). ظرفیت واقعی (Actual) توانی است که موتور میتواند جابجا کند. همیشه باید ظرفیت واقعی برابر یا بیشتر از ظرفیت اسمی باشد تا ضریب ایمنی رعایت شود.
۴. اگر آسانسور اورلود کرد چه کنیم؟
سیستم هوشمند است. کافیست آخرین نفری که وارد شده پیاده شود. سنسورها مجددا وزن را میسنجند و اگر به حد مجاز رسیده باشد، دربها بسته شده و آسانسور حرکت میکند.
نتیجهگیری: ایمنی، خط قرمز ظرفیت
تعیین ظرفیت کابین آسانسور یک انتخاب سلیقهای نیست؛ بلکه تابع قوانین سختگیرانه فیزیک و استاندارد است. به عنوان یک مالک یا سازنده، تلاش برای استفاده از حداکثر فضای چاه قابل درک است، اما این کار نباید به قیمت نادیده گرفتن استانداردهای ایمنی تمام شود.
انتخاب صحیح قطعات بر اساس ظرفیت،” و “ایمنترین” ظرفیت را برای ساختمان خود طراحی کنید.
